« عــ ـشــق و نــفـ ـــرت»
|
چقدر زندگي سخت ميدوني چرا چقدر زندگي تلخه ميدوني چرا چقدر زندگي شيرنه ميدوني چرا چقدر زندگي بي مرامه ميدوني چرا چقدر زندگي دوست داره ميدوني چرا چون تو عشقمني و بيخيالت نميشم
+نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391ساعت20:06توسط bont |
|
گوشم از اين حرفا پره قلب تو باور ندارم ميخوام يه بارم كه شده من تو رو تنها بزارم ميخوام كه به نداشتنت يه ذره عادت بكنم ميرم شايد با رفتنم فكر تو راحت بكنم يه ذره عادت بكنم احساس مهربون تو درگير احساس ديگست نه ديگه عشق و ميخوام اين نه اين هس و نه اين هوس خيلي غريبه واسه من ثانيه اون نگاه تو دروغ ا از عشق گفتنت پيرهن گناه تو ميخوام كه نداشتنت يه ذره عادت بكنم ميرم ميرم شايد با رفتنم فكر تو راحت بكنم يه ذره عادت بكنم
+نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391ساعت15:04توسط bont |
|
نبينم غم و اشك و تو چشمهات نبينم داره ميلرزه نبينم ترس و توي نفسهات ببين دوست دارم منم مثل تو با خودم تنهام منم خسته ازتموم دنيا منم سخت ميگذره همه شب هام ببين دوست دارم ببين دوست دارم دوست دارم وقتي كه چشمهات و ميبندي با من به درداي اين دنيا ميخندي آروم ميشم بگي از غم هات دل كندي بيا به هم بگيم دوست دارم هر چي ميخواي بگو از دل تنگ تو بيا به هم بگيم دوست دارم اره دوست دارم
+نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1391ساعت18:33توسط bont |
|
ميدوني چقدر به خاطرت چه اشك هايي ريختم با همه دنيا و با همه چير ساختم تا به تو برسم ولي اما تو منو رها كردي و رفتي از پيشم به خدا زندگي سخت نيست تو سختش كردي و مردم اين دنيا شعري از يك عاشق بي سر پناه بي خانوار و غريب
+نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1391ساعت18:20توسط bont |
|
گرماي قلبت را ميخوام احساس كنم گرماي وجودت را ميخواهم احساس كنم گرماي فرق گفتگويت را ميخواهماحساس konam گرماي عاشق بودنت را ميخوام احساس كنم گرماي آن نگاهت را ميخواهم احساس كنم ulove you
+نوشته شده در شنبه 09 اردیبهشت 1391ساعت15:38توسط bont |
|
مرا به نام بخوان به سلامت رد شوم. اي روزها سپيد هاي عاشقانه ام را در شومينه اتاقم مي سوازنم شايد گرماي عشثت بار ديگر زمستان دلم را تابستاني كني
+نوشته شده در جمعه 08 اردیبهشت 1391ساعت22:14توسط bont |
|
مستقيم!؟دربست!؟ مانده ام..!! در اين شهر شلوغ و پر ترافيك هيچ كس دلم را نمي برد
+نوشته شده در جمعه 08 اردیبهشت 1391ساعت22:07توسط bont |
|
اين روزها سنگين ونحس اند. چه كنم؟ لحظات هم بهانه ات ميگيرند رفتي وردپايت در پس كوچه هاي قلبم باقي مانده است
+نوشته شده در جمعه 08 اردیبهشت 1391ساعت21:56توسط bont |
|
كاش دنيا يكبار هم كه شده بازيش را به ما ميباخت مگر چه لذتي دارد اين برد هاي تكراري برايش!؟ |
About
٠·˙✿✿✿✿✿✿ Archivesمهر 1402خرداد 1397 اردیبهشت 1397 فروردین 1397 تیر 1396 خرداد 1395 مرداد 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 شهریور 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 آذر 1392 آبان 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 AuthorsElahe_alahverdiCategories💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
|