« عــ ـشــق و نــفـ ـــرت»

 شکلکهای جالب و متنوع آروین

 
سلام میکنم از روی مهربانی / سلام میکنم از روی شادمانی
 
سلام میکنم تا جان دارم / که خواننده این سلام را دوست دارم

 

 

اين وبلاگ

تقدیم به صاحب چشمانی که آرامشش قلب من است

وصدایش دلنشین ترانه من است

از بودنت برایم عادتی ساختی که

بی تو بودن را باور ندارم

چه خوب شد که به دنیا آمدی وچه خوبترشد که

دنیای من شدی

همیشه بامن بمان و بدان که تا

بیکران عشق

عاشقانه

دوستت دارم

+نوشته شده در پنج‌شنبه 09 شهریور 1391ساعت14:43توسط bont | |

آرامــــش یعنـــی ؛


هر وقت قهر کردی ،

مطمئن باشی بجز تو ، هیچکس جاتو نمیگیره...
 
 
 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 09 شهریور 1391ساعت14:41توسط bont | |

چقدرسخته

توخیالت ساعتها باهاش حرف بزنی

اماوقتی دیدیش

هیچ چیز جزسلام نتونی بهش بگی...
 


 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 09 شهریور 1391ساعت14:40توسط bont | |

سال ها مي گذرد......

 

 

و من از پنجره بيداري.....

 

 

کوچه ياد تو را مي نگرم....

 

 

مي بويم...

 

 

و چنان آرامم.....

 

 

که کسي فکر نکرد..

 

 

زير خاکستر آرامش من...

 

 

چه هياهويي هست ...

 

 

عاشقي هم دردي است !!!

 

 

و من از لحظه ديدار تو ميدانستم....

 

 

که به اين درد...

 

 

شبي....

 

 

خواهم مرد ...
ال

+نوشته شده در پنج‌شنبه 09 شهریور 1391ساعت14:25توسط bont | |

نامه يك پسر عاشق به دختر مورد علاقه اش، لطفا تا آخرشو بخوانید تا متوجه عشق پسر به دختر مورد علاقه اش شوید.

 

1- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم


2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو


3-
روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


5-
این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید


6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه


7-
شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما


8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و


9-
بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم


10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع


11-
اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را


12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم


13-
خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه


14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر


16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه


17-
جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش


18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین


19-
عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه


20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه


21-
تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .

 

و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!

+نوشته شده در پنج‌شنبه 09 شهریور 1391ساعت14:19توسط bont | |

+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:57توسط bont | |

توروهر روز میبینم با این که رفتی از پیشم ...

من دیوونه بی چشمات دارم دیوونه تر میشم ...

هنوز امیدوارم که تو برگردی به این خونه ...

به شوق دیدنت خونه تا برگردی چراغونه ...

صدات کردم که برگردی همه گفتن که دیوونه س ...

آره دیوونه بودم که هنوز عکست تو این خونه س ...

چراغ خونه خاموشه تموم شهر تاریکه ...

منو باش فکر میکردم ته قصه رمانتیکه ...

دیگه این آخر قصه س  محاله دیگه برگردی ...

فقط ای کاش میگفتی چرا تنها سفر کردی ...

 

+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:55توسط bont | |

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟
پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم
دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!
پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم
دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل
دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!
پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی
چون صدای تو گیراست
چون جذاب و دوست داشتنی هستی
چون باملاحظه و بافکر هستی
چون به من توجه و محبت می کنی
تو را به خاطر لبخندت دوست دارم
به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شدچند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشتنامه بدین شرح بود :عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای
گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم
دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به
من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم .....آیا اکنون می توانی بخندی ؟
میتوانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد
در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟
نه
و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم
 

 

+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:51توسط bont | |

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب میراندند.
آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من میترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلیمیترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ،حالامی شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شهیواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری وروی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه

روز بعد روزنامهها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.
در این سانحه کهبدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان رامطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین باردوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند
و این است عشق واقعی.

 

+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:46توسط bont | |

تموم خاطراتمون، اشکای چشمای منه

 

                              دیگه باید خواب ببینم، دستات تو دستای منه 

اما بدون با عکس تو این روزا رو سر میکنم

                              خیلی بدی کردی به من محاله من ولت کنم

کدوم گلایمو بگم؟                                  یه عمره از تو دلخورم

تو فکره هیچیو نکن                               من غصه ها تو میخورم    

بازم خدا دله منو برای غم نشونه کرد

                               تو هم برو مثله همه، تنهام بزار و برنگرد

اما هنوز من چشم بدر                          نیستی بی تو من  در بدر

نیستی ببینی که بی تو تنهام                     تو دست گرمت تو اوج سرمام

فک نمیکردم روز جدایی                       به دیدن من تنها نیایی

ساده عشقمو بهش فروختم                       وقتی دیدمش بد جوری سوختم

                      دستات تو دستاش،نگاه میکردی ....

                        کاشکی میرفتی،حیا نکردی....

                                **********

خیلی دلم گرفت ازت                               دیگه سراغمو نگیر

فقط یه عکس ازت دارم                            بیا اینم ازم بگیر

یه روز میفهمی قدرمو، اما نمیدونی کجام

                                         بمیرم واسه غربتم محاله اینورا بیام

یه عمره بغضه تو گلوم، یه آه سردی تو صدام

                                    مهمون نوازی این نبود خاک خودم دارم میام

من که دیگه دارم میرم                        نگی رفتو حرفی نزد

خدانگهدارت باشه                             گرچه دلم رنجی نزد

یادت بیاد حرفای من                          راهای تو اشکای من

آخه برات من چیکار نکردم                  زجرم میدادی دعات میکردم         

چه شبها من قصه هاتو خوردم               تو فک میکردی برات میمردم

یادت میاد من همونی هستم                   که شبها تا صبح بیدار نشستم

                      دستات تو دستاش، نگاه میکردی....

                         کاشکی میرفتی،حیا نکردی.....

+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:44توسط bont | |