« عــ ـشــق و نــفـ ـــرت»
|
اين وبلاگ تقدیم به صاحب چشمانی که آرامشش قلب من است وصدایش دلنشین ترانه من است از بودنت برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم چه خوب شد که به دنیا آمدی وچه خوبترشد که دنیای من شدی همیشه بامن بمان و بدان که تا بیکران عشق عاشقانه دوستت دارم
+نوشته شده در پنجشنبه 09 شهریور 1391ساعت14:43توسط bont |
|
+نوشته شده در پنجشنبه 09 شهریور 1391ساعت14:41توسط bont |
|
+نوشته شده در پنجشنبه 09 شهریور 1391ساعت14:40توسط bont |
|
+نوشته شده در پنجشنبه 09 شهریور 1391ساعت14:25توسط bont |
|
نامه يك پسر عاشق به دختر مورد علاقه اش، لطفا تا آخرشو بخوانید تا متوجه عشق پسر به دختر مورد علاقه اش شوید. 1- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!
+نوشته شده در پنجشنبه 09 شهریور 1391ساعت14:19توسط bont |
|
+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:57توسط bont |
|
توروهر روز میبینم با این که رفتی از پیشم ... من دیوونه بی چشمات دارم دیوونه تر میشم ... هنوز امیدوارم که تو برگردی به این خونه ... به شوق دیدنت خونه تا برگردی چراغونه ... صدات کردم که برگردی همه گفتن که دیوونه س ... آره دیوونه بودم که هنوز عکست تو این خونه س ... چراغ خونه خاموشه تموم شهر تاریکه ... منو باش فکر میکردم ته قصه رمانتیکه ... دیگه این آخر قصه س محاله دیگه برگردی ... فقط ای کاش میگفتی چرا تنها سفر کردی ...
+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:55توسط bont |
|
+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:51توسط bont |
|
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب میراندند.
+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:46توسط bont |
|
تموم خاطراتمون، اشکای چشمای منه
دیگه باید خواب ببینم، دستات تو دستای منه اما بدون با عکس تو این روزا رو سر میکنم خیلی بدی کردی به من محاله من ولت کنم کدوم گلایمو بگم؟ یه عمره از تو دلخورم تو فکره هیچیو نکن من غصه ها تو میخورم بازم خدا دله منو برای غم نشونه کرد تو هم برو مثله همه، تنهام بزار و برنگرد اما هنوز من چشم بدر نیستی بی تو من در بدر نیستی ببینی که بی تو تنهام تو دست گرمت تو اوج سرمام فک نمیکردم روز جدایی به دیدن من تنها نیایی ساده عشقمو بهش فروختم وقتی دیدمش بد جوری سوختم دستات تو دستاش،نگاه میکردی .... کاشکی میرفتی،حیا نکردی.... ********** خیلی دلم گرفت ازت دیگه سراغمو نگیر فقط یه عکس ازت دارم بیا اینم ازم بگیر یه روز میفهمی قدرمو، اما نمیدونی کجام بمیرم واسه غربتم محاله اینورا بیام یه عمره بغضه تو گلوم، یه آه سردی تو صدام مهمون نوازی این نبود خاک خودم دارم میام من که دیگه دارم میرم نگی رفتو حرفی نزد خدانگهدارت باشه گرچه دلم رنجی نزد یادت بیاد حرفای من راهای تو اشکای من آخه برات من چیکار نکردم زجرم میدادی دعات میکردم چه شبها من قصه هاتو خوردم تو فک میکردی برات میمردم یادت میاد من همونی هستم که شبها تا صبح بیدار نشستم دستات تو دستاش، نگاه میکردی....
+نوشته شده در جمعه 03 شهریور 1391ساعت21:44توسط bont |
|
|
About
٠·˙✿✿✿✿✿✿ Archivesمهر 1402خرداد 1397 اردیبهشت 1397 فروردین 1397 تیر 1396 خرداد 1395 مرداد 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 شهریور 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 آذر 1392 آبان 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 AuthorsElahe_alahverdiCategories💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
|